تبليغاتX
میثم و س....
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 16:31  توسط maysam sholazadeh  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/09ساعت 21:36  توسط maysam sholazadeh  | 

عزيزم با تو خودم رو خوشبختترين حس ميكنم.قلبم رو با شاخه گلي از عشق تقديمت ميكنم و ميگم:بهترينم دوستت دارم
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:41  توسط maysam sholazadeh  | 

دوستت دارم و برايت هر جه كه باشي ارزوي بهترين ها رادارم بيا تا به همه نشان بديم كه تا هميشه باهميموهميشه بهترين مي مانيم
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:39  توسط maysam sholazadeh  | 

گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني آنچنان محو كه يكدم مّّّزه بر هم نزني مزه بر هم نزنم تا كه زدستم نرود ناز چشم تو قدر مزه بر هم زدني... ...
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:37  توسط maysam sholazadeh  | 

گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني آنچنان محو كه يكدم مّّّزه بر هم نزني مزه بر هم نزنم تا كه زدستم نرود ناز چشم تو قدر مزه بر هم زدني... ...
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:37  توسط maysam sholazadeh  | 

اگر نبود دستان گرم تو چگونه ميگذشت روزهاي سرد من
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:35  توسط maysam sholazadeh  | 

امشب صورت ماهتو با تمام اخماش ديدم شايد به اجبار رخ ساره نشون دادي ولي تلخي زبونت و بي اعتنايي چشات مهم نبود همين که ديدمت کافي بود حتي اگر به اجبار اومدي
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:33  توسط maysam sholazadeh  | 

بزرگترين ارزوم اين است كه كاش كوچكترين ارزوي تو بودم . انكه در تنها ترين تنهاييم تنهايم گذاشت كاش در تنها ترين تنهاييش تنها كس تنهاييش تنهايش نگذارد .
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:30  توسط maysam sholazadeh  | 

 آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من خواستي تا در ميان شعله ها آبم كني
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 13:28  توسط maysam sholazadeh  |